الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
195
علل الشرايع ( فارسي )
سعد بن عبد الله از عبّاس بن سعيد ازرق از ابو بصير عيسى بن مهران از حسن بن عبد الوهاب از محمّد بن مروان ، از حضرت ابو جعفر عليه السّلام ، حضرت فرمودند : آيا تفسير « حىّ على خير العمل » را مىدانى ؟ راوى مىگويد : عرضه داشتم : خير . حضرت فرمود : مؤذّن تو را به خوبى و نيكى دعوت مىكند ، آيا مىدانى به نيكى و خوبى چه كسى ؟ عرضه داشتم : خير . حضرت فرمود : تو را به نيكى و خوبى فاطمه و فرزندانش سلام الله عليهم دعوت مىكند . باب نودم سرّ زكات حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله از محمّد بن الحسن بن ابى الخطاب ، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، از يونس بن عبد الرحمن ، از مبارك عقرقوفى ، وى مىگويد : از حضرت ابى الحسن عليه السّلام شنيدم كه مىفرمودند : زكات براى اين جعل و وضع شد تا قوت و روزى فقراء بوده و اموال اغنياء را زياد كند . حديث ( 2 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف ، از على بن مهزيار ، از حسين بن سعيد از نضر بن سويد ، از عبد الله بن سنان ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : خداوند متعال زكات را واجب كرد همان طورى كه نماز را واجب نمود ، حال اگر شخص زكات را حمل نمود و آن را علنى و آشكار به مستحقّش داد بر او ملامتى نيست زيرا حق عزّ و جلّ در اموال اغنياء براى فقراء آنچه را كه ايشان را كفايت كند قرار داده و اگر حق تعالى بداند آنچه فرض و واجب نموده كفايت فقراء را نمىكند البته آن را افزايش مىدهد ولى بارى تعالى آگاه است كه حق معيّن شده در مال اغنياء براى فقراء كافى است منتهى نيازمندان و محتاجين هلاك شدهاند زيرا اغنياء حقوق آنها را نمىدهند و ايشان را از آنچه خدا بر ايشان معيّن فرموده منع مىكنند . حديث ( 3 ) على بن احمد رضى الله عنه از محمّد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل ، از على بن عبّاس ،